سکته ای که مرا به بینش درونی رساند
۲ آبان ۱۳۹۷جیل بولت تیلور یک فرصت تحقیقاتی به دست آورد که کمتر محققانی تقاضای آن را دارند. او یک سکته مغزی بزرگ کرد، و از کار افتادن یکی یکی عملیات مغزش – حرکت، قدرت سخن، خود آگاهی – را تماشا کرد. یک داستان شگفت انگیز.
نوشتههای مرتبط:
ریچارد داوکینزِ زیست شناس، با نگاه به تاثیر قالب محدودیت زای بشری برای فهم جهان، دلیلی برای «اندیشیدن به امور نامحتمل» پیش رو می گذارد.
استیون لویت نویسنده کتاب Freakonomics اطلاعات جدیدی درمورد فروش مواد مخدر ارائه می دهد. بر خلافِ تصورِ عموم، فروشِ کرک در خیابان پر سود نیست: کمتر از حداقل دست مزدِ قانونی در آمد دارد. و رئیسِ فروشنده می تواند او را بکشد.
همهی بشریت تکههایی مشترک از دیاِناِی را در خود دارد، که از نیاکان آفریقاییتبارمان به ما رسیدهاست. اسپِنسِر وِلز، متخصص ژنتیک، دربارهی پروژهی ژننگاری -ژنوگرافیک- سخنرانی میکند که در آن از این دیاِناِیِ مشترک برای دریافتن این نکته استفاده می:شود که ما چگونه – بهرَغم گونهگونیمان – به راستی به هم پیوند خوردهایم.













0 دیدگاه برای “سکته ای که مرا به بینش درونی رساند”
دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است.