سکته ای که مرا به بینش درونی رساند
۲ آبان ۱۳۹۷جیل بولت تیلور یک فرصت تحقیقاتی به دست آورد که کمتر محققانی تقاضای آن را دارند. او یک سکته مغزی بزرگ کرد، و از کار افتادن یکی یکی عملیات مغزش – حرکت، قدرت سخن، خود آگاهی – را تماشا کرد. یک داستان شگفت انگیز.
نوشتههای مرتبط:
جین گودآل حلقه مفقوده رو پیدا نکرده، ولی از همه بیشتر بهش نزدیک شده. او که کارش بررسی و تحقیق درباره انسان های نخستینه میگه واقعیترین فرق بین انسانها و شامپانزهها زبان پیچیده ما انسانهاست. او از ما میخواد که برای تغییر دنیا از این ابزار قوی استفاده کنیم.
«هر چیزی که ارزش دنبال کردن را دارد ما را مستلزم به رنج کشیدن می کند، فقط یک کمی» این را کریس برکارد عکاس موج سواری می گوید، همانطور که از دل مشغولی اش برای سردترین، طوفانی ترین و دور افتاده ترین سواحل در زمین می گوید. با عکسهای شگفت آور و داستانهایی از مکانهایی …
رابرت رایت با استفاده از زیست شناسی تکاملی و نظریه بازی ها توضیح می دهد چرا ما درکی طبیعی از قانون طلایی داریم (“آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند…”)، چرا بعضی اوقات این قانون را نادیده می گیریم و چرا امید است در آینده نزدیک، همه ما به قدری شفقت داشته …












0 دیدگاه برای “سکته ای که مرا به بینش درونی رساند”
دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است.